کارگاه آموزشی عمومی دوشنبه 96/09/27
سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت 01:59 | نوشته ‌شده به دست مسافر صالح | ( نظرات )

جلسه سوم از دوره اول سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی اروند آبادان با دستور جلسه هفته همسفر با استادی: خانم عاطفه، نگهبانی: خانم دنیا و دبیری خانم عصمت در روز دوشنبه مورخ 96/09/27 راس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

     

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان من عاطفه هستم یک همسفر

از نگهبان محترم تشکر می‌کنم که من را لایق این جایگاه دانستند تا خدمت کنم و از مشارکت شما دوستان آموزش بگیرم.

این روز را به بزرگ بانوی کنگره 60 خانم آنی و آقا امین و تمامی همسفران کنگره 60، مخصوصاً همسفران شعبه خودمان تبریک میگویم. اگر از تجربه‌ی خودم هنگامی‌که وارد کنگره شدم بگویم، به من گفتند جایگاه شما در این مکان به‌عنوان همسفر است و اگر می‌خواهید قبول کنید، این جایگاه قوانین خودش را دارد. اگر می‌توانید این قوانین را رعایت کنید می‌توانید سفر خود را آغاز نمایید. من با شنیدن این جمله متحول شدم و انگار زندگی تازه‌ای را آغاز کردم. آن شور و هیجانی که در اثر زندگی با یک مصرف‌کننده ازدست‌داده بودم کم‌کم به من برگشت. من یاد گرفتم همسفر بودن یعنی پا به پای مسافر حرکت کردن. اینکه تمام تلاشمان را بکنیم که مسافرمان از مسیر خارج نشود. یاد گرفتم اگر به من گفتند فلان سی دی یا جزوه  یا کتاب را بخوانم نه نگویم و نمی‌گویم به من ارتباطی ندارد و باید مسافرم این مطالب را بخواند. من اگر تغییر و آموزش را می‌خواهم، اگر آرامش را می‌خواهم باید پا به پای کنگره پیش بروم.

     

من از وقتی تغییر کردم که پذیرفتم من هم باید مانند مسافرم سفر کنم، باید علمم را بالا ببرم و باید از تجربه‌ی خودم بگویم. باید علمم را بالا ببرم که حرفی برای گفتن داشته باشم. آقا امین میگویند: اولین شرط همسفر بودن پیوند محبت است. به نحوی آقا امین پیوند محبت را به سوخت درمان تشبیه می‌کنند. من این را در شعبه خودمان دیده‌ام. اگر پیوند محبت بین مسافران و همسفران نبود قطعاً خیلی از جاها مسافرم کم می‌آورد؛ زیرا که مسیر سختی است و بالا پایین زیاد دارد. مطمئناً پیوند محبت باعث استحکام و سرسختی برای درمان و در مسیر قرار گرفتن شده است. 

جا دارد در این مکان به مسافران به خاطر داشتن این‌چنین همسفرانی تبریک بگویم، همچنین همسفرانی که توانستند در شرایط بسیار سخت در کنار آن‌ها باشند. یک همسفر در ابتدای ورود خود به کنگره، تمام هدفش درمان اعتیاد است، این هدف بسیار خوبی است ولی من ابتدا باید بتوانم به خودم و خانواده ام کمک کنم.

     

من اگر می‌خواهم به مسافرم کمک کنم باید بستر مناسبی در خانه فراهم کنم تا آرامش به خانه برگردد. این زمانی ممکن می‌شود که من جلسات را کامل حضور داشته باشم، آموزش بگیرم، در لژیون‌ها شرکت کنم تا بتوانم آن تعادل را برقرار کنم. اگر ما این‌همه تأکید می‌کنیم که حتماً همسفران خود را به کنگره بیاورند به این دلیل است که همان‌طور که مسافر در خود تخریب‌هایی را به وجود آورده و از تعادل خارج‌شده است، همسفر هم قطعاً همین اتفاق برایش می‌افتد و وقتی مسافر وارد کنگره می‌شود و آموزش می‌گیرد کم‌کم به تعادل برمی‌گردد ولی تعادل در خانه به هم می‌ریزد زیرا که مسافر حالش بهتر شده ولی همسفر همچنان در آن حال خراب و آشفته خودش هست و مطمئناً نمی‌تواند مرهمی برای مسافر خود باشد. نه‌تنها مرهم نمی‌شود بلکه زخم می‌شود و جلوی حرکت مسافر را می‌گیرد. برای همین است که جناب مهندس میگویند: باید مسافر و همسفر هم‌زبان شوند. هم‌زبان شدن مسافر و همسفر تنها در شرایطی ممکن است که هر دو با یک‌زبان آموزش بگیرند و کنگره این زبان را به آن‌ها آموزش می‌دهد. برای همین برای آوردن همسفر به کنگره به این اندازه تأکید می‌شود.

     

اگر همسفر می‌خواهد به مسافر خود آرامش بدهد باید خودش این آرامش را داشته باشد. اگر می‌خواهد محبت کند باید در وجود خود این محبت را داشته باشد و مطمئناً فردی که در کنار یک مصرف‌کننده زندگی کرده است نه‌تنها آرامش و محبتی در وجودش نیست بلکه حس‌هایی مانند خشم، نفرت، کینه، به‌هم‌ریختگی و تجسس تمام وجودش را پرکرده  و حتی اگر مسافر بخواهد درست سفر کند و در مسیر باشد مطمئن باشید که همین حس‌ها مانع سفر مسافرش می‌شود یا اینکه سفر را برایش بسیار سخت و یا حتی غیرممکن می‌کند. 

     

نکته دیگر، هنگامی‌که من همسفر وارد سفر شدم، کاری به سفر مسافر خود نداشته باشم. بار سفر مسافرم دیگر بر روی دوش من نیست. این مسئله به خودش و راهنمایش مربوط می‌شود. همان‌طور که جناب مهندس می‌گوید: من همسفر باید بالی شوم برای پرواز مسافرم نه اینکه جلوی پروازش را بگیرم. نکته‌ی دوم این است که حتی اگر من درگیر افکار منفی هستم، مسافرم مصرف کرده؟ یا مصرف نکرده است؟ دارو خورده است؟ دارو زیاد خورده است؟ حتی اگر دراین‌باره حرفی نزنم، ناخودآگاه در صور پنهان، این حس‌های منفی را به مسافرم انتقال می‌دهم و باعث می‌شوم بازهم در سفر ایشان وقفه بیافتد یا اینکه سفرشان کند پیش برود.

جمله‌ی معروفی هست که می‌گوید: رها کن تا رها شوی. اگر من این را تمرین کنم، رها کردن را یاد بگیرم، بتوانم مسافرم را رها کنم و دوربین را از روی مسافرم بردارم، روی خودم متمرکز کنم و عیب و ایرادهای خودم را پیدا کنم، قطعاً در این مسیر موفق می‌شوم. من به این دلیل موفق شدم دوربین را از روی مسافرم بردارم و در خودم دنبال عیب و ایرادها بگردم که خواهان آرامش در زندگی بودم و این درنهایت موجب شد که به هدفمان برسیم.  


در ادامه مسافر محمد سعید و همسفر محترمشان به صورن نمادین گل رهایی را از راهنمایان خود دریافت نمودند.


همچنین در ادامه مسافران از همسفرانشان با هدایای خود قدردانی نمودند.


خدمتگزاران جلسه



مرزبانان کشیک 



تایپ: مسافر صالح

عکاس: مسافر سامان

تهیه و تنظیم: مسافر سامان


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی عمومی،،



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمد سعید پنجشنبه 30 آذر 1396 00:19
خیلی روزو جشن خوبی رو در کنار همه اعضای شعبه اروند داشتیم
خدا قوت به بچه های وبلاگ آقا سامان و آقا صالح
همسفر عذرا چهارشنبه 29 آذر 1396 03:20
باسلام درود بر اقای دژاکام وعرض تبریک به خانم آنی وهمه همسفرانی که پا به پای مسافرشون سختی کشیدند وحلاوت رهایی گوارای وجودشان باد
همسفر مریم سه شنبه 28 آذر 1396 18:15
با سلام این روز را به همه همسفران شعبه اروند و همچنین خانم اآنی تبریک می گویم و خداقوت به وبلاگ نویسان شعبه اروند .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات