کارگاه آموزشی عمومی 05/10/98
شنبه 7 دی 1398 ساعت 18:01 | نوشته ‌شده به دست مسافر محمد سعید | ( نظرات )
بنام قدرت مطلق الله
جلسه سوم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره شصت نمایندگی اروند آبادان با دستورجلسه "ازدواج" با استادی"آقا عباس" و نگهبانی  " آقاحسن" و دبیری "آقا هادی" در روز پنجشنبه مورخ 98/10/05رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان عباس هستم یک مسافر.

تشکر میکنم از اقا حسن و اقا بیات که این فرصت را به من دادند که امروز در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت بکنم و آموزش بگیرم و همچنین تشکر میکنم از دبیر محترم اقا هادی . حالا قبل از هرچیزی دبیر در گزارش جلسه ی قبل گفتند که ما هفته ی گذاشته که بارندگی داشتیم کار یک روز یا دو روز نبود هنوز دارند آب میکشند و خواستم از طرف خودم چون لمس کردم این موضوع را قبلا در گروه مرزبانی، واقعا خیلی زحمت کشیدند و بچه هایی که آمدند یعنی شاید به بعضی از بچه ها نیاز بود به آنها زنگ زدند بعضیا هم که متوجه شده اند خودشان آمدند.  من هم راهم دور بود و هم در آب گیر بودم مثل دریاچه شده بود ذوالفقاری ولی آنهایی که توانستند آمدند حتی من سراغ دارم اقا محمد میدانم که او منزلشان پراز آب شده بود و آمدند و در اینجا شب تا صبح آب می‌کشیدند و هنوز هم الان دارند آب می کشند و این مسئله هم هنوز ادامه دارد واقعا خسته نباشند خیلی زحمت کشیدند و از همه بچه هایی که امدند و همراهی کردند و تنهایشان نگذاشتند و این حرکت به من یک حس خوبی میدهد که همه با هم یک وحدت در یک راه برای پیشرفت کنگره همه با هم دست به دست هم دادند و در این مسیر سهیم هستند.

در رابطه با دستور جلسه ازدواج حالا شاید برای من سخت باشد بخواهم راجع به این موضوع صحبت بکنم ولی وقتی به این موضوع نگاه بکنیم میبینیم ازدواج یک سنتی است که از پیامبر به ما به ارث رسیده حالا قبلا شرایط ازدواج به گونه و به شکل دیگری بود اما بعد از پیامبر سنت و روش ازدواج به این شکل شد و امروز  دارد انجام  میشود و در بحث ازدواج که نگاه میکنیم ما در گذاشته ازدواج ها به صورت سنتی و ساده بود ازدواج سنتی یک معایب و یک محاسنی هم داشت اگر به معایب آن نگاه بکنیم مثلا دخترها در آن موقع زیاد نقش نداشتند وقتی  پدر و مادر تشخیص می دادند داماد آدم خوبی هست دیگر همه چیز تمام بود و با هم ازدواج می کردند و بدون هیچ شناختی از قبل ازدواج می کردند و شناخت بعدها به وجود می آمد اما یک مراحل سنتی  دیگر ی هم انجام می شد اول باید پدر مادر می آمدند بعد هماهنگی میکردند و مناسبات طبق سنت انجام می شد ولی امروزه تغییر کرده یک مقدار تغییراتی که در آن به وجود آمده یک سری مشکلاتی هم به همراه خود به وجود آورد که به آن شکل سابق نیست ما در آموزش ها داریم مرد با زن کامل می شود هر دو مکمل هم دیگر هستند در کنگره هم داریم یک همسفر  بال و پرواز یک مسافر است در درمان اعتیاد باید مرد و زن در کنار هم به آن رشد تعالی برسند در C D زوج و فرد جناب مهندس توضیح دادند باید انجام بشود به شکل تصحیح حالا میگویم هر ساختار دو خواسته دارد یکی حفظ بقاء و یکی رشد توسعه حالا ما وقتی می آییم در ساختار ازدواج که نگاه بکنیم میبینیم همین اول ارتقأها تشکیل میشوند بعد رشد توسعه و بعد پیشرفته آن و بعد تکثیر آن است سن ازدواج هم جناب مهندس که اشاره کردند در گذشته که ما نگاه بکنیم من خودم کلاس سوم راهنمایی بودم یادم هست که یک هم کلاسی داشتیم زن داشت بعد بچه دار بود ما باورمان نمی شد سر به سرش می گذاشتیم تا یک روز شناسنامه بچه اش را آورد و نشانمان داد سوم راهنمایی بود در گذاشته سن ازدواج خیلی پایین بود بخاطر همین سنتی بودنش و قومی بودنش و یک سری نکاتی که بود باعث می شد که مردها و زن ها زودتر ازدواج بکنند مشکلات مثل الان نبود مشکلات اقتصادی نبود زندگی راحت بود و پیش می رفت ولی امروزه خیلی سخت شده امروزه که نگاه بکنیم میبینیم سن ازدواج ها رفته بالای سی سال بالای سی و پنج سال رسیده در دختر ها که در سن شانزده سالگی پانزده سالی حتی در سن سیزده سالگی هم دیدم که ازدواج کردند زن دایی خودم در سن سیزده سالگی ازدواج کرد ولی امروزه میبینیم با سن بالا ازدواج میکنند و وارد زندگی می شوند باید به این چیزها توجه بکنیم در C D ازدواج جناب مهندس توضیح می دهد در رابطه با مشترکات و آن چیزها که با هم دیگر مخالفت دارند اینکه این موضوعات را نباید دنبال بکنیم ما باید دنبال مسائل برویم که در آن اشتراک داریم به اینها نگاه بکنیم و آنها را تقویت بکنیم نیاییم دنبال اضداد بگردیم من خودم موقعی که داشتم درمان می شدم منتظر می شدم یک روز کار اشتباهی انجام بشود و خلاف نظرم باشد و بروم دوباره مواد مصرف بکنم و بارها این اتفاق افتاد چرا این غذا را درست کردی چرا فلان کار کردی چرا فلان حرف را زدی من میروم مصرف میکنم همیشه درگیری هست همیشه من دنبال ضعف او هستم و او هم دنبال ضعف من هست، ولی اگر بنا را بگذاریم به مسائل مشترک و آنها را تقویت بکنیم یک مثالی هست که  میگویند همیشه قسمت نیم پر را نگاه بکن خود را دارم میگویم من خودم در زمان مصرف همیشه به دنبال نیمه خالی ها بودم دانش آموزم رو به روی من نشسته اگرخیلی درس خوان بود کافی بود من او را در کوچه ببینم می آمدم سرکلاس یقه او را می چسباندم بیا پای تخته یک سری سولاتی از او می پرسیدم که نتواند جواب بدهد دیگر نگاه نمیکنم که در تیزهوشان قبول شده ولی ممکن بود در آن موقع این جوری بودم دنبال ضعف میگشتم در حالی که وقتی ما در زندگی وارد بشویم باید نقاط مثبت را پی گیری بکنیم و انها را تقویت بکنیم و نقاط مثبت باعث می شوند گرمی و شیرینی زندگی را به وجود بیاورند

جناب مهندس در آخر جلسه روز چهارشنبه به چندتا مورد اشاره کردند من آنها را یکی یکی میگویم  در هیچ ازدواجی صد درصد تضمین نیست که من بیایم بگویم این ازدواج را کردم دیگر تضمین است دیگر تمام چون واقعیت آن چیزی نیست ما میخواهیم و میبینیم حقیقت آن چیزی است که ما نمیخواهیم و نمی‌بینم یک موقعی ما یک چیزی را میخواهیم و میرویم دنبالش و فکر میکنیم همین است اما وقتی به دست آوردیم بعد از مدت خیلی کوتاه متوجه می شویم که آن چیزی نیست که به دنبال او بودیم می گویید تقدیر است دیگر، اما تقدیر چیز دیگری است تقدیر هم نقش دارد در ازدواج، ممکن است پا فشاری بکنیم به یک ازدواج و میرویم ازدواج هم میکنیم ولی بعدا" آن چیزی که میخواستم از دل آن یک چیز دیگر در میاید و مجبور می شویم جدا بشویم و بهترین راه هم جدا شدن است .

جناب مهندس در مورد بعدی میگوید خیلی سخت گیر نباشید این چیزی هست که شاید در نظر خودمان باشد ولی وقتی یک خواسته ایی داریم روی آن پا فشاری میکنیم این پا فشاری باعث میشود یک نکاتی از آن در بیاید که بعدا جواب گوی آن نیستیم اینکه یک نفر را بخواهیم و بگوییم فقط این و او هم یک مهریه آن چنانی میگذارد و باز هم قبول میکند فردایش اگر یک مشکل پیش بیاد و من نتوانم مهریه پرداخت بکنم مشکلات زیادی برای من به وجود می آورد و همه ی شما می دانید چه اتفاقاتی می افتد ولی به نظر من قرار است مهریه بالا باشد مثل کشورهای عربی مهریه در همان موقع عندالمطالبه هم پرداخت میشود اگر گفتند سیصد سکه اگر همان موقع توانست در جا پرداخت بکند قبول میکند اگر گفتند هزارتا سکه توانستم همان اول بدهم تقبل میکنم ولی اگر نتوانستم تقبل نمیکنم چون این یک اهرمی است برای فشار آوردن و باعث میشود که زندگی به آن جوری که باید شکل نگیرد من اگر ببینم بتوانم کار بکنم به قول مهندس طرف موتور گازی دارد و مهریه بالای هزارتایی را قبول میکند مسئله داشتن نیست مسئله این که من بتوانم کار بکنم و جربزه را داشته باشم و شخص بتواند این را ببیند خانواده خانم هم این را ببینند آن مردی که دارد میاد جربزه کار کردند را دارد میتواند چرخه زندگی خودشان را بچرخاند چون در گذشته به این شکل نبود خودم بیست و دو سال پیش ازدواج کردم آن موقع فکر میکنم خرج کل عروسی یک میلیون خورده ایی شد مثلا یک جفت قالی گرفتیم شد پنجاه هزار تومان شصت هزار تومان شد یک یخچال گرفتم شد هفتاد هزار تومان کل خرید وسایل و جشن عروسی و طلا و فلان و فلان شد یک میلیون و خورده ایی در سال هفتادو شش این طرفا بود اما امروزه اگر کسی بخواهد عروسی بگیرد و با این تفکرات سالن کرایه بکند و غذا و اینها را بدهد فقط کرایه سالن و غذا ها هشتاد میلیون صد میلیون هست ما باید بیاییم سخت نگیریم مثل گذشته در یک خانه بزرگ جشن می گرفتند خیلی ساده در آن همه چیز بود آن گرما و صمیمیت واقعی در آن وجود داشت باز هم جناب مهندس گفتند زیر بار قرض نروید  خیلی از زندگی ها بخاطر همین موضوع مادی از هم گسیخته شده اند و اینکه من بخواهم یک زندگی درست بکنم که دیگران به به چه چه بگویند و اگر بد بگویند بخاطر حرف دیگران زیر بار قرض برویم این کار اشتباه است من یک زندگی خوبی درست بکنم که زبان زد باشد که دیگران تعریف بکنند امیدوارم آنهایی که میخواهند زندگی تازه ایی را شروع بکنند خیلی موارد را در نظر بگیرند تا انشاالله یک زندگی خوبی را آغاز بکنند از این که به صحبت های من گوش کردید سپاس گزارم .

مرزبان کشیک : اقا محمد

عکاس : همسفر محمد

خدمتگذاران : مسافر محسن مسافر نادر مسافر حسن مسافر محمد

تهیه و تنظیم : عبدالله

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی عمومی،،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عباس همسفر یکشنبه 8 دی 1398 12:10
سلام،تشکر میکنم از آقا عباس. جلسه خوبی بود، خیلی استفاده کردیم.جایگاه کمک راهنماهای رو بهش تبریک میگم و برای خودش و رهجویانش(درآینده)آرزوی موفقیت میکنم.
محسن بیات یکشنبه 8 دی 1398 10:50
خداقوت خدمت همه خدمتگزاران عزیز و تبریک خدمت آقا عباس
مسافر عبدالله یکشنبه 8 دی 1398 08:32
درود فراوان به استاد جلسه و نگهبان و دبیر محترم از سخنان اقا عباس اموزش گرفتم ممنون بابت مطالب مفید و پر بار شما از خدمتگذار نهایت تشکر را میکنم و یک خداقوت به انها عرض میکنم
فریدلژیون دوم یکشنبه 8 دی 1398 07:11
ازصحبت های آقاعباس عزیزبسیارلذت بردم ودریافت شال کمک راهنمائی راتبریک میگم خداقوت به تمام خدمتگذاران کنگره۶۰
مسافر محمد سعید شنبه 7 دی 1398 18:55
جلسه ی خیلی خوبی بود خداقوت به هر سه عزیز استاد نگهبان و دبیر جلسه و یک خداقوت به آقا حسین و دو دبیر ایشان که چهارده جلسه موفق رو برگزار کردند
خداقوت به آقا عبدالله بابت خدمت در وبلاگ
مسافر محمود لژیون اول شنبه 7 دی 1398 18:38
اقا عباس با گرفتن شالشون و باز کردن لژیون حس بسیار خوبیرو به شعبه دادن توی این جایگاهم که میبینمشون بیشتر خوشحال میشم.دست همه دوستان که سازنده ی این حس های خوب هستن درد نکنه
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات