مشارکت مکتوب: صورت مسئله ی اعتیاد
سه شنبه 9 مهر 1398 ساعت 02:44 | نوشته ‌شده به دست مسافر سهراب | ( نظرات )

این چند خط رابه عنوان مقدمه وپیش درآمدی بیان کردم تا تجربه شخصیه خودم رادرموردمصرف موادمخدر و اعتیاد برای شما دوستان بگویم تاشاید درس عبرت یاراهگشائی برای افرادی که هنوز درگیر سوء مصرف موادمخدر و درکل مسئله اعتیاد نشده اند باشد.



سلام دوستان جعفر هستم یک مسافر.


اگر بخواهیم درمورد صورت مسئله اعتیاد حرف بزنیم، به نظرمن اعتیاد اشکال ومدل های گوناگون دارد مثلااعتیاد به خوردن زیاد غذا یا  اعتیاد به استفاده بیش ازحد از موبایل ویا اعتیاد به بازیهای کامپیوتری وغیره، ولی بدترین نوع اعتیادبه نظر بنده اعتیاد به مواد مخدر است که البته بلای خانمان سوز و ویرانگر می باشد و روح وجسم فردگرفتار را به شدت اسیر و درگیر مواد مخدر می کند این چند خط رابه عنوان مقدمه وپیش درآمدی بیان کردم تا تجربه شخصیه خودم رادرموردمصرف موادمخدر و اعتیاد برای شما دوستان بگویم تاشاید درس عبرت یاراهگشائی برای افرادی که هنوز درگیر سوء مصرف موادمخدر و درکل مسئله اعتیاد نشده اند باشد.


 من جعفرهستم ودرحال حاضر۳۴سال سن دارم درسن۱۸سالگی وپس ازگرفتن دیپلم برای ادامه  تحصیل وارد دانشگاه شدم البته دانشگاهی که بنده درآن درس می خواندم ازشهری که من درآن زندگی می کردم فاصله چندین ساعته داشت و بخاطر همین مجبورشدم تا به همراه چندنفرکه در روز ثبت نام در دانشگاه با آنها آشنا شد بودم خانه ای اجاره کنیم تا دریک خانه باهم زندگی کنیم ودرس بخوانیم شهری که من درآن درس می خواندم موادمخدر درآن شهر بسیار فراوان وبه سهولت دردسترس بود بعد از مدتی که درآن  شهربودیم یک شب یکی از دوستان هم خانه ای به بنده پیشنهاد داد که برای سرگرمی وتفریح مقداری تریاک مصرف کنیم تا غم غربت ودوری ازخانواده را  فراموش بکنیم چندباراول من مخالفت کردم مواد مصرف نکردم ولی پس ازمدتی از روی کنجکاوی یاهرچیز دیگری من هم شروع به مصرف مواد کردم البته همیشه استفاد نمی کردم وفقط به قول خودمان برای تفریح و حال خوش و سرگرمی استفاده میکردیم خلاصه بعد از مدتی دانشگاه من تمام شد و من به هر زحمتی که بود توانستم از دام اعتیاد که در دوران دانشگاه فراهم بود فرار بکنم و معتاد نشدم البته ناگفته نماند که سیگاری شده بودم خلاصه به شهر خودم برگشتم و بعد از چند سال ازدواج کردم و صاحب دو فرزند شدم پس از مدتی در یک اداره به عنوان کارمند استخدام شدم کار من در این اداره به مرور زمان سختر و مشکل تر میشد و تایم کاری من زیاد شده بود و کارهای خانه و امور زندگی شخصی هم بر این سختی کار اضافه شده بود،اینجا بود که من به فکر مصرف مواد مخدر افتادم،البته در ذهن خودم برای جبران خستگی و افزایش نیرو از مواد استفاده میکردم،به مرور و کم کم مصرف من زیاد شد تا اینکه یکبار به خودم آمدم و دیدم که 2 سال گذشته و من اسیر مواد مخدر شده ام و بقول معروف معتاد شده بودم



در اینجا بود که به فکر ترک کردن افتادم و راههای مختلفی را امتحان کردم اما هیچکدام از روشهای ترک جواب نداد و من پس از مدتی دوباره مواد مخدر مصرف میکردم تا اینکه یک روز که داشتم از جلوی درب کنگره 60 اتفاقی رد میشدم دیدم که شلوغ است،رفتم و سوال کردم که برای چه موضوعی اینجا جمع شده اید که فردی به نام آقا مرتضی گفت که اینجا کنگره 60 است و مرکز رهایی از مواد مخدر است ومن هم که از ترک های بی نتیجه خسته شده بودم پس از کمی صحبت و گفتگو با آقا مرتضی خیلی از کنگره 60 خوشم اومد و تصمیم گرفتم که وارد کنگره بشوم الان هم که این مطلب را می نویسم یک ماه هست که وارد کنگره شدم و خیلی حال جسمی و روحی من خوب است و خدا را شاکر هستم.


               «یا حق»


به قلم مسافر جعفرلژیون سوم


تهیه و تنظیم: آقا محمد لژیون دوم


تایئ: مسافر فرید و مسافر علی لژیون دوم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب،

برچسب‌ها: دلنوشته، کنگره 60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمود لژیون اول شنبه 13 مهر 1398 19:51
امیدوارم در ادامه ی مسیر موفق باشید.خسته نباشید به وبلاگ نویسان عزیز.
شنبه 13 مهر 1398 19:49
امیدوارم در ادامه ی مسیر موفق باشی.خسته نباشید به وبلاگ نویسان عزیز.
مسافر عبدالله جمعه 12 مهر 1398 06:31
خیلی زیبا و صحبت های تاثیر گذار استفاده کردم دست به قلم شما خیلی قوی و زیباست ممنون بابت مطالب از خدمتگذار وبلاگ تشکر میکنم انشاالله رهایی شما اقا جعفر
محسن بیات چهارشنبه 10 مهر 1398 21:17
خداقوت خدمت آقا جعفر انشاالله رهایتون
مسافر آرش لژیون دوم شعبه اروند آبادان چهارشنبه 10 مهر 1398 13:06
سلام و خدا قوت
خیلی لذت بردم با همین فرمون برو جلو آقا جعفر ایشالا
رهایی تو جشن بگیریم
همسفر محمد شعبه اروند سه شنبه 9 مهر 1398 14:05
آقا جعفر خوشحالم که راهتون رو پیدا کردید
مسافر.هادی سه شنبه 9 مهر 1398 08:37
سلام وخدا قوت به دوستان وبلاگ نویس.ویک تبریک ویژه به اقاجعفر عزیز بابت این دلنوشته زیبا که چه خوب بردل نشست.امیدوارم شاهد پیشرفت شما وهمه دوستان دیگر باشم.ممنون بابت دلنوشته ات
مسافر سهراب لژیون دوم سه شنبه 9 مهر 1398 05:33
اقا جعفر خدا قوت . واقلا لذت بردم . و خدا دو شکر میکنم که تونستید راهتونو پیدا کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: